![]() |
![]() |
|
|
|
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 دی1390ساعت 6:45 بعد از ظهر توسط Go]v[NaM |
|
|
سلام به همه عزیزان واقعا منو باید ببخشید از اینکه خیلی کم میام اپ می کنم... خوب ولی ایندفعه باز برگشتم با یک شعر که تازگیا نوشتمش و توی چند مجله هم چاپ شد امیدوارم براتون شیرین بوده باشه لنگــــــــــــــــــــــــــــر را کشیده ایم
تلنگــــــــــــــــــــــر ی
گریه را به دریا خواهد ریخت
با چند گره
پاها روی موجی سوار خواهند شد
که از لبهای ما
شروع می شود . تا دیدار دوباره بای
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 آذر1390ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط Go]v[NaM |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
سـلام دوســتــای خــوبـم
امیراسماعیل ایازی هــستم از شیراز امیدوارم که لحظه های خوبی رو تو وبم بگذرونید خوشحال میشم با نظراتون به ارتقای کمی و کیفی وبلاگم کمک کنید دوستدار شما: اسماعیل ~~~~~~~~~~~~~ ای کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک او می کرد... ای کاش تابستان حرف بهار را می فهمید و دست او را در دست پاییز نمی گذاشت... ای کاش لبها آنقدر با واژه حقیقت صمیمی بودند که برای گفتن حقایق نیازی به شهامت نبود... سلام اغازهرآشنایی... رشته هنری: وب نویسی .. کار با برق صنعتی تاریخ تاسیس:3 مهر1386 . |
| حرف دل |
|
|
| لوگو خودم |
|
|